اختصاصی رصداخبار | تابآوری اقتصادی بدون مشارکت واقعی مردم ممکن نیست
- شناسه خبر: 59989
- تاریخ و زمان ارسال: ۱۶ خرداد ۱۴۰۵ ساعت ۱۰:۰۴

به گزارش پایگاه خبری رصداخبار، در شرایطی که اقتصاد ایران همچنان تحت تأثیر تحریمها، محدودیتهای تجاری، نوسانات ارزی و چالشهای حوزه انرژی قرار دارد، موضوع نقشآفرینی مردم در اقتصاد و میزان اثرگذاری مشارکت عمومی در افزایش تابآوری کشور بیش از گذشته مورد توجه کارشناسان قرار گرفته است. در سالهای اخیر، مفاهیمی همچون اقتصاد مقاومتی، اقتصاد جهادی، مردمیسازی اقتصاد و مدیریت مصرف بارها در ادبیات اقتصادی کشور مطرح شدهاند، اما همچنان درباره حدود و ثغور نقش دولت و مردم در حل مسائل اقتصادی دیدگاههای متفاوتی وجود دارد. مجید شاکری کارشناس اقتصادی، در گفتوگویی تفصیلی به بررسی ابعاد مختلف این موضوع پرداخته و ضمن تشریح الزامات سیاستگذاری اقتصادی در شرایط جنگ اقتصادی، درباره نقش دولت در سرمایهگذاری، ضرورت مشارکت مردم در افزایش تابآوری اقتصادی، اصلاح الگوی مصرف، سیاستهای ارزی و مفهوم واقعی مردمیسازی اقتصاد دیدگاههای خود را مطرح کرده است.
اقتصاد مقاومتی و اقتصاد جهادی چه جایگاهی برای مردم در نظر میگیرند؟
شاکری: طرف مقابل اساساً شکل رویارویی با ایران را یک جنگ اقتصادی میبیند و بر همین مبنا عمل میکند. تصور آنها این است که اگر بتوانند از طریق فشار اقتصادی و محاصره، جامعه ایران را تحت فشار قرار دهند، در این جنگ موفق خواهند شد. با توجه به آسیبهایی که به تولید گاز و بنزین کشور وارد شده، کافی است شرایط از فضای جنگی فاصله بگیرد و هوا گرمتر شود؛ در آن صورت احتمال دارد خیلی زود دوباره شرایطی مشابه هجدهم و نوزدهم دیماه را در کشور شاهد باشیم.
البته میتوان درباره این موضوع بحث کرد که در این بازی میزان تابآوری ما بیشتر است یا طرف مقابل؛ چراکه آنها نیز با سرعتی بسیار بیشتر از آنچه قبلاً تصور میشد در حال استهلاک هستند. احتمالاً تا پایان هفته جاری ذخایر استراتژیک آمریکا به پایینترین سطح خود در دوره بایدن خواهد رسید و این موضوع سیگنال مهمی برای بازار محسوب میشود. بازارهای جهانی نیز به اندازهای حساس هستند که حتی با تغییرات کوچک در پرونده لبنان یا رخدادهایی در نروژ، قیمت نفت به سرعت دچار نوسان میشود. بنابراین طرف مقابل نیز در موقعیت شکنندهای قرار دارد.
با این حال در نهایت برنده این جنگ کسی خواهد بود که بتواند دوام بیشتری داشته باشد. در چنین شرایطی سیاستگذاری اهمیت ویژهای پیدا میکند. باید برنامهای مشخص وجود داشته باشد که نشان دهد در حوزههایی که آسیب دیدهاند، از جمله گاز، برق و سایر بخشهای تولیدی، چه اقداماتی قرار است انجام شود. دولت باید چشماندازی روشن ارائه کند، آن را با مردم در میان بگذارد، نقاط اصلی برنامه را به جامعه نشان دهد و در مقاطع مختلف گزارش دهد که تا چه اندازه به اهداف تعیینشده نزدیک شده است. این مهمترین اقدامی است که باید انجام شود.
پیش از هرگونه اصلاحات قیمتی یا تغییر در نظام توزیع، نباید از شرایط موجود بهعنوان فرصتی برای اجرای اصلاحاتی استفاده شود که از گذشته طرفداران ایدئولوژیک خود را داشتهاند. اولویت باید گفتوگو با مردم و همراه کردن آنها باشد؛ نه آمادهسازی جامعه برای طرحهای قیمتی که دولتها بارها به سراغ آنها رفتهاند و احتمالاً باز هم خواهند رفت. باید مردم را برای مشارکت مستقیم در کاهش مصرف بنزین، گاز و برق وارد میدان کرد.
واقعیت این است که هنوز چنین کاری آغاز نشده است. اگر چند مصاحبه یا مقداری تبلیغات تلویزیونی را کنار بگذاریم، اقدام جدی و مؤثری صورت نگرفته است. در حالی که مردم واقعاً آمادهاند برای کشورشان تلاش کنند و کمک کنند، اما عملاً گفتوگوی سازمانیافتهای با آنها انجام نمیشود.
برای مثال میتوان بهصورت هفتگی یک هدف کمی و قابل اندازهگیری در حوزه مصرف بنزین تعریف کرد و از مردم خواست در تحقق آن مشارکت کنند. میتوان اعلام کرد که در یک هفته مشخص، همه با هم برای رسیدن به یک هدف مصرفی تلاش خواهیم کرد و سپس نتیجه را ارزیابی کرد. اگر چنین رویکردی موفق نبود، آنگاه میتوان به سراغ سایر گزینهها از جمله اصلاحات قیمتی رفت. اما دستکم یک بار باید استفاده از ظرفیت مردم را بهطور جدی آزمود؛ ظرفیتی که تاکنون کمتر مورد استفاده قرار گرفته است.
برخی معتقدند حل مشکلات اقتصادی صرفاً وظیفه دولت است. آیا مردم نیز میتوانند در حل مشکلات اقتصادی، کسبوکارها و سرمایهگذاریهای خرد نقش داشته باشند؟
شاکری: در حوزه رشد اقتصادی و سرمایهگذاری، مردم بهتنهایی نمیتوانند نقش تعیینکنندهای ایفا کنند. در دورههایی که اقتصاد با تورم و رکود سرمایهگذاری مواجه است، انتظار رفتار ضدچرخهای از دولت میرود. دولت باید بپذیرد که کسری بودجه بزرگتری را تحمل کند اما در عین حال سرمایهگذاری انجام دهد.
همچنین دولت باید در حوزه اعتبار مداخله فعال داشته باشد و نوعی هدایت اعتباری را دنبال کند؛ البته بهگونهای که منجر به تضعیف ترازنامه بانکها نشود. این موضوع دارای ادبیات گستردهای در اقتصاد پولی و بانکداری است. بنابراین دولت باید فضای لازم را ایجاد کرده و رفتار ضدچرخهای را برعهده بگیرد.
چنین رفتاری از بانک خصوصی یا سرمایهگذار خصوصی انتظار نمیرود و اساساً ماهیت آنها چنین اقتضایی ندارد. بنابراین مسئولیت اصلی در این زمینه با دولت است. حتی در حوزه ترسیم چشمانداز اقتصادی نیز دولت مسئولیت مستقیم دارد.
اما در حوزه تابآوری اقتصادی، کاهش مصرف و مدیریت چند ماه دشواری که پیش رو داریم، وضعیت متفاوت است. برای اینکه بتوانیم با اطمینان بیشتری نسبت به طرف مقابل دوام بیاوریم، باید پیش از هر چیز به مردم تکیه کنیم. قبل از استفاده از مکانیزمهای بازار، مدلهای توزیعی مختلف یا سایر ابزارها، لازم است از ظرفیت مردم استفاده شود.
این موضوع به آن معنا نیست که بخش خصوصی بهصورت مستقل میتواند رشد اقتصادی ایجاد کند یا دولت صرفاً با بهبود فضای کسبوکار و کاهش موانع سرمایهگذاری به اهداف خود برسد. این ادبیات متعلق به دو دهه قبل است و امروز دیگر پاسخگوی شرایط فعلی کشور نیست.
برای اصلاح فرهنگ مصرفگرایی چه باید کرد و تا چه اندازه با حذف دلار از مبادلات اقتصادی موافق هستید؟
شاکری: در کشوری که کالاهای دارای کشش قیمتی بالا و قابلیت بالای قاچاق وجود دارد و مرزهای آن نیز در کوتاهمدت قابل انسداد نیست، تصور حذف کامل اثر دلار از اقتصاد چندان واقعبینانه نیست.
اینکه بتوان ارتباط قیمت دلار با کالاهای اساسی را بهطور کامل قطع کرد، هدفی شدنی نیست. البته امکان اصلاح سازوکارهای لجستیکی و تجاری وجود دارد. برای مثال حذف سهم درهم از برخی مبادلات و انتقال خرید کالاهای اساسی به مسیرهای غیرآمریکایی میتواند به کاهش نوسانات تراز تجاری کمک کند.
چنین اقداماتی امکان کنترل بهتر حساب سرمایه، مدیریت دقیقتر تراز پرداختها و کنترل مناسبتر نرخ ارز را فراهم میکند. اما این موضوع با جدا کردن کامل قیمت کالاها از نرخ دلار تفاوت دارد. هدف دوم نه معقول است و نه عملیاتی. حتی پیگیری چنین هدفی میتواند آخرین بقایای اعتبار حکمرانی اقتصادی دولت را نیز از بین ببرد.
اگر بحث بر سر اصلاح تراز پرداختهای شکننده و آسیبپذیر کشور در برابر نوسانات تجاری باشد، این یک هدف واقعی و قابل دفاع است. در شرایطی که روابط اقتصادی با برخی بازیگران منطقهای دچار تنش شده، منطقی است که وابستگیهای گذشته نیز مورد بازنگری قرار گیرد. اینها موضوعات واقعی اقتصاد هستند؛ هرچند تجربه نشان داده که توجه کافی به چنین مسائل بنیادینی در کشور وجود نداشته است.
اگر بخواهید درباره مردمیسازی اقتصاد جمعبندی کنید، چه نکاتی را مطرح میکنید؟
شاکری: اگر منظور از مردمیسازی اقتصاد این باشد که در امتداد صنایع بزرگ و در چارچوب یک برنامه صنعتی مشخص، ظرفیت تولیدکنندگان و ارائهدهندگان خدمات کوچک و متوسط سازماندهی شود تا در قالب زنجیرههای تولید و خدمات با یکدیگر همکاری کنند و در نهایت به صنایع بزرگ خدمات ارائه دهند، چنین رویکردی میتواند منجر به شکلگیری صرفههای ناشی از مقیاس و افزایش بهرهوری شود.
اما اگر مردمیسازی اقتصاد به این معنا باشد که امکانات تولید بدون برنامه در اختیار همه قرار گیرد و تعداد زیادی واحد تولیدی کوچک، پراکنده و فاقد مقیاس اقتصادی شکل بگیرد، این مسیر نمیتواند به رشد اقتصادی منجر شود و مشکلات کشور را حل نخواهد کرد.
برداشت من این است که نگاه رهبر شهید نیز ناظر بر همان رویکرد نخست بوده است؛ یعنی استفاده از ظرفیت مردم در قالب زنجیرههای منظم تولید و خدمات و نه توسعه فعالیتهای پراکنده و فاقد مقیاس اقتصادی.
انتهای پیام/








