«استارلینک را از آسمان پایین بیاوریم؛ مسئله ایران ماهواره نیست، حکمرانی است»
- شناسه خبر: 67607
- تاریخ و زمان ارسال: ۲۱ مهر ۱۴۰۵ ساعت ۱۰:۱۴

👈افسانه حاجیلو
نام استارلینک هر بار که وارد بحث اینترنت ایران میشود، خیلی زود میان دو رویکرد افراطی گرفتار میشود: عدهای آن را فناوری شکستناپذیری میبینند که میتواند حاکمیت ارتباطی کشور را بیاثر کند و عدهای دیگر تصور میکنند با یک اقدام فنی یا اداری میتوان آن را از صورت مسئله حذف کرد. هر دو برداشت، ما را از اصل ماجرا دور میکند. استارلینک یک فناوری مهم و اثرگذار است، اما بهتنهایی تعیینکننده آینده ارتباطات کشور نیست؛ آنچه اهمیت دارد، اثر این فناوری بر شیوه حکمرانی ارتباطات ایران و میزان آمادگی کشور برای مواجهه با آن است.
امروز استارلینک موضوع بحث است و فردا ممکن است منظومههای ماهوارهای دیگر یا خدمات ارتباط مستقیم ماهواره با تلفن همراه (Direct-to-Cell) گسترش پیدا کنند. اگر واکنش سیاستی کشور همواره پس از ظهور فناوری باشد و به محدودسازی مقطعی و تصمیمهای موردی خلاصه شود، با هر موج تازه فناوری دوباره در موقعیت واکنشی قرار خواهیم گرفت. سیاست درست، پیشبینی و آمادهسازی است؛ یعنی زیرساختی داشته باشیم که ورود فناوری جدید، بهخودیخود آن را با بحران مواجه نکند.
از نظر مقرراتی نیز فضای ارتباطی بیقاعده نیست. بند ۱۸.۱ مقررات رادیویی اتحادیه بینالمللی مخابراتITU مقرر میکند که ایجاد یا بهرهبرداری از ایستگاه فرستنده توسط اشخاص خصوصی یا بنگاهها، مستلزم دریافت مجوز از دولت یا از طرف دولت کشور محل استقرار ایستگاه است.مقررات رادیویی (Radio Regulations) این اتحادیه همچنین برای هماهنگی سامانههای ماهوارهای و مدیریت تداخل، چارچوبهای فنی و مقرراتی مشخصی دارد. این مقررات نشان میدهند فعالیتهای رادیویی و ماهوارهای خارج از نظم مقرراتی نیستند. با این حال، مقررات بینالمللی بهتنهایی مسئله را حل نمیکنند و اجرای مؤثر آنها به پایش طیف فرکانسی، توان فنی، تنظیمگری و زیرساخت ارتباطی قابل اتکا در داخل کشور نیاز دارد.
از نظر فنی هم استارلینک دارای نقاط اتکا و وابستگیهای فنی متعدد است. عملکرد آن به منظومه ماهوارهای، پایانههای کاربر، پیوندهای رادیویی میان پایانه و ماهواره، زیرساختهای زمینی، نرمافزار و مجموعهای از سازوکارهای فنی وابسته است. همین وابستگیها نشان میدهد که این شبکه محدودیتهای فنی خود را دارد؛ اما نمیتوان تصور کرد با یک اقدام مقطعی میتوان بهطور پایدار و بلندمدت آن را از کار انداخت. فناوری ثابت نمیماند و معماری شبکهها نیز همراه با نیازها و محدودیتهای جدید تغییر میکند. بنابراین، سیاست ارتباطی پایدار نباید حول مهار یک فناوری خاص تعریف شود.
مسئله از جایی جدی میشود که کیفیت ارتباط برای بخشی از جامعه رضایتبخش نباشد. طبیعی است که برخی کاربران در چنین شرایطی بهدنبال مسیرهای جایگزین بروند؛ از دانشجو و پژوهشگر گرفته تا پزشک، برنامهنویس، صادرکننده، رسانه و کسبوکارهای کوچک و بزرگ. این تقاضا را نمیتوان صرفاً با تصمیم اداری حذف کرد. هرچه فاصله میان نیاز ارتباطی مردم و کیفیت خدمات رسمی بیشتر شود، انگیزه استفاده از مسیرهای غیررسمی و فرامرزی نیز میتواند افزایش پیدا کند.
بنابراین، نقطه شروع سیاستگذاری نباید فقط این باشد که چگونه استارلینک را متوقف کنیم؟ پرسش اساسیتر این است که چرا باید یک شهروند یا فعال اقتصادی برای داشتن یک اتصال پایدار و باکیفیت، به گزینهای خارج از زیرساخت رسمی کشور فکر کند؟
اینجا کیفیت شبکه اهمیت پیدا میکند. موفقیت توسعه فیبر نوری و FTTx را نباید صرفاً با طول شبکه اجراشده یا تعداد پورتهای فراهمشده سنجید. شاخصهای واقعی ارزیابی شامل اتصال فعال، سرعت واقعی، تأخیر پایین، پایداری سرویس، قیمت قابلپرداخت و رضایت کاربر است. اگر شبکه ثابت کشور بتواند این مجموعه را بهصورت واقعی تأمین کند، بخشی از جذابیت گزینههای گرانتر و برونمرزی کاهش خواهد یافت؛ هرچند انتخاب کاربران همیشه تحت تأثیر مجموعهای از عوامل فنی، اقتصادی و کاربردی است.
اینجاست که موضوع استارلینک به یک آزمون جدی برای حکمرانی ارتباطات تبدیل میشود. حکمرانی مؤثر یعنی ساختن زیرساختی که در شرایط عادی قابل اتکا باشد، در زمان بحران تاب بیاورد و نیازهای واقعی جامعه را پوشش دهد. امنیت ارتباطات نیز به محدودیتهای بیشتر خلاصه نمیشود؛ به تنوع مسیرها، پایش مستمر، زیرساخت مقاوم و کیفیت خدمات وابسته است.
اگر سیاستگذار صرفاً به بستن یک مسیر فکر کند، فناوری بعدی دوباره همین مسئله را پیش روی کشور خواهد گذاشت. راه ماندگار، ساختن شبکهای است که از نظر کیفیت، قیمت، پایداری و تابآوری بتواند نیازهای ارتباطی کاربران را بهتر پاسخ دهد و وابستگی به گزینههای جایگزین را کاهش دهد. استارلینک در مدار زمین حرکت میکند، اما آینده ارتباطی ایران، روی زمین و با کیفیت زیرساختی تعیین میشود که برای جامعه میسازیم.








