اختصاصی رصداخبار | جنگ شناختی ـ اقتصادی و ضرورت تغییر الگوی مقابله با محاصره
- شناسه خبر: 66081
- تاریخ و زمان ارسال: ۱۴ شهریور ۱۴۰۵ ساعت ۱۴:۳۰

محمدحسن دهقانی کارشناس مسائل استراتژیک/ در شرایط جنگ ترکیبی میان ایران و آمریکا، میدان تقابل صرفاً به رویارویی نظامی محدود نیست؛ بلکه همزمان عرصههای اقتصادی، اطلاعاتی و شناختی نیز به میدان اثرگذاری بر محاسبات، اراده و رفتار جامعه تبدیل شدهاند. در این چارچوب، محاصره اقتصادی را باید صرفاً اقدامی برای کاهش درآمدهای ایران ندانست؛ بلکه مهمترین اهداف آن: ایجاد احساس ناتوانی، تشدید فشار روانی، برهمزدن اعتماد عمومی و تبدیل فشار اقتصادی به شکاف اجتماعی و بیثباتی داخلی است.
بر همین اساس، دریافت «دستگاه محاسباتی دشمن» و شناخت تغییر رویکرد آمریکا از تحریم به محاصره فعال، برای طراحی الگوی مقابله اهمیت راهبردی پیدا می کند.
چهار گزاره مطرحشده از سوی مراکز امنیتی و اندیشکده ای تحلیل راهبردهای آمریکا ــ موفقیت محاصره در جایی که تحریمها با محدودیت مواجه شدند، استمرار جریان صادرات نفت، فعالبودن ناوگان سایه و ظرفیت سیاست «نفتکش در برابر نفتکش» ــ حاکی از آن است که آمریکا در حال آزمودن یک الگوی فرسایشی، چندلایه و ترکیبی برای فشار بر اقتصاد ایران است.
بنابراین، ملاحظه اصلی و مهمترین راهبرد آمریکا در جنگ اقتصادی، تبدیل فشار اقتصادی به فشار شناختی و اجتماعی و در نهایت فرسایش اراده ملی است. در این الگو، افزایش هزینه مبادلات، محدودسازی صادرات، فشار بر حملونقل و ایجاد اختلال در اقتصاد میتواند در کنار عملیات رسانهای و شناختی قرار گیرد تا جامعه نسبت به آینده اقتصادی خود دچار نگرانی و بیاعتمادی شود. بر این اساس، راهکارهای مقابله مؤثر نیز صرفاً اقتصادی نیست؛ بلکه باید همزمان نظامی، اقتصادی، مدیریتی و شناختی باشد.
۱. پایاندادن به محاصره دریایی با اتکا به ظرفیت نظامی
محاصره دریایی بهعنوان یکی از ابزارهای جنگ اقتصادی استفاده میشود، پاسخ به آن صرفاً نمیتواند اقتصادی و تجاری باشد. ایجاد هزینه و تغییر محاسبات طرف مقابل در میدان نظامی، در چارچوب توانمندیها و ملاحظات دفاعی کشور، یکی از مؤلفههای ضروری برای شکستن یا بیاثرکردن محاصره است. استمرار محاصره نباید به یک وضعیت عادی و کمهزینه برای طرف مقابل تبدیل شود.
۲. حفظ اتحاد و انسجام ملی
هدف نهایی جنگ اقتصادی ـ شناختی، تبدیل فشار خارجی به اختلاف و فرسایش داخلی است. بنابراین حفظ اعتماد و همبستگی میان مردم و حاکمیت، یک مؤلفه امنیت ملی است. اطلاعرسانی شفاف، پرهیز از ایجاد فضای ناامیدی و جلوگیری از دوقطبیسازیهای غیرضروری باید در اولویت قرار گیرد.
۳. پرهیز از تصمیمات شتابزده و برهمزننده انسجام
در شرایط جنگی، تصمیمات اقتصادی باید با ملاحظه آثار اجتماعی و شناختی آنها اتخاذ شود. اقداماتی که بهصورت ناگهانی موجب جهش قیمتها، افزایش فشار معیشتی یا بیثباتی بازار میشوند، میتوانند ناخواسته در زمین جنگ شناختی دشمن عمل کنند.
۴. جلوگیری از بیارزششدن پول ملی
حفظ ارزش پول ملی در شرایط جنگی صرفاً یک موضوع اقتصادی نیست؛ بلکه موضوعی شناختی و امنیتی نیز هست. تضعیف شدید پول ملی میتواند احساس ناامنی اقتصادی، کاهش اعتماد عمومی و تصور ناتوانی دولت در مدیریت شرایط را تقویت کند. بنابراین سیاستهای ارزی و پولی باید با هدف حفظ ثبات و جلوگیری از شوکهای مخرب طراحی شوند.
۵. جلوگیری از گرانسازی های غیرمتعارف در شرایط جنگی
کنترل جهشهای غیرمنطقی قیمتها و جلوگیری از سوءاستفاده اقتصادی در شرایط جنگ، اهمیت مضاعف دارد. فشار اقتصادی زمانی به تهدید شناختی تبدیل میشود که مردم احساس کنند علاوه بر فشار خارجی، از داخل نیز تحت فشار قرار گرفتهاند. بنابراین برخورد مؤثر با احتکار، گرانفروشی و رفتارهای سوداگرانه و حمایت هدفمند از کالاهای ضروری، بخشی از دفاع ملی در برابر جنگ ترکیبی است.
ملاحظه راهبردی آن است که آمریکا تلاش میکند محاصره اقتصادی را از یک ابزار فشار خارجی به یک عامل فرسایش داخلی تبدیل کند. بنابراین پاسخ ایران نیز باید از الگوی صرفاً اقتصادی خارج شده و به یک الگوی جامع مقابله تبدیل شود.
در این الگو، خنثیسازی و پایاندادن به محاصره دریایی در چارچوب توان دفاعی، حفظ ثبات اقتصادی، جلوگیری از سقوط ارزش پول ملی، کنترل جهشهای غیرمتعارف قیمتها و مهمتر از همه حفظ اتحاد و انسجام مردم، اجزای بههمپیوسته یک راهبرد واحد هستند.
در نهایت، در شرایط جنگی باید توجه داشت که هر تصمیم اقتصادی، یک پیام شناختی نیز به جامعه منتقل میکند؛ بنابراین تصمیمات شتابزده و اقداماتی که فشار معیشتی و بیاعتمادی را تشدید میکنند، میتوانند ناخواسته بخشی از اثرگذاری راهبرد محاصره آمریکا را تکمیل کنند. راهبرد مطلوب، افزایش هزینه محاصره برای دشمن، کاهش فشار آن بر مردم و حفظ امید، اعتماد و انسجام ملی است.
انتهای پیام/









